موسسه ماه مهر

۲۸ تير ۱۳۹۸

گزارشی از نشست آسیب شناسی مناسب سازی فضای شهری برای کم توانان

files_magazinContents_Screen_Shot_2019-06-30_at_3.03.52_PM[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].png

گزارشی از نشست آسیب شناسی مناسب سازی فضای شهری برای کم توانان که در راستای نمایشگاه گروهی "شهر، کم توانان و حق شهروندی" در موسسه فرهنگی هنری ماه برگزار شد.
دکتر نوذری( مدیر بخش معماری و طراحی محیط مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهر سازی):
همه‌ی شهروندان و همه‌ی انسانها حق دارند از حقوق اولیه زندگی برخوردار باشند و برای اینکه این اتفاق بیافتد و ما به آن مرحله برسیم باید از تمام توانایی های این جامعه استفاده کرد برای محقق کردن این موضوع نیازمندیم حضور فعال تمام افراد را در تمام جوامع و فضاهای شهری و در مقاطع مختلف داشته باشیم، بنا براین مسئولیتی که بر عهده ما مهندسین و طراحان است این است که فرصت‌های مناسبی را برای این حضور فراهم کنیم.
اگر یک مرور کوتاهی داشته باشیم بر پیشینه‌ی معلولیت می‌بینیم که این پدیده کم توانی از پیدایش بشر وجود داشته است که دوران های مختلفی را طی کرد ( دورانهای حذف افراد ناتوان، دوران نگهداری از آنها در نوان خانه ها یعنی در جایی که دور از چشم بودند، دوران نگهداری در شبانه روزی ها و بعد خدمات تلفیقی که تشویق شدند که این افراد را جدا نکنند در جامعه باشند و حضور داشته باشند) و مرحله بعد که این جنبش ها شکل گرفت مراحلی بود که خود این افراد وارد این جنبش شدند و جنبش های دسترس پذیری را شکل دادند تا به آن حقوقی که مد نظرشان بود دست پیدا کنند. افرادی که دارای محدودیت های حرکتی هستند طیف وسیعی را در بر می گیرند : افرادی که بر اثر جنگ و زلزله و تصادف و بیماری دچار مشکل شدند، همه ی سالمندان ما به تدریج دچار محدودیت‌های حرکتی می شوند، کودکان نیز مقیاسشان با ما فرق دارد از مقیاسهای کوچکتری نگاه می کنند و زاویه دیدشان متفاوت هست، مادرانی که با کالسکه کودک هستند و چرخ خرید همراهشان هست  و افرادی که به مسافرت می روند و چمدان دارند، همه‌ی این افراد با محدودیت های حرکت در شهر مواجه هستند.
ما در سطح جهان با افزایش تعداد افراد دارای معلولیت مواجه هستیم به دلایل مختلف که البته برخی از آنها دلایل بدی هم نسیتند. مثلا امید به زندگی افزایش پیدا کرده است. یعنی اینکه بهداشت و سلامت  در تمام دنیا توسعه پیدا کرده است و ما تعداد سالمندانمان به شدت افزایش پیدا کرده است. در دهه 90 می انگاشتیم که 10% جمعیت جهان با گونه معلولیت مواجه هستند اما آماری که سازمان ملل و WHO داده بالغ بر 15% یعنی بیش از یک میلیارد از مردم جهان با گونه ای محدودیت ( که البته محدودیت فقط مختص پا و چشم و دست نیست) هر جایی از بدن که به راحتی قادر به حرکت و انجام کار مورد نظر را نداشته باشد، محدودیت تلقی می کنیم.
تعریفی که جدیدا سازمان جهانی بهداشت ارائه کرده است این است که معلولیت حاصل اختلال در رابطه‌ی فرد معلول و محیط زندگی است. یعنی فرد به خودی خود معلول نمی شود این شهر و محیط است که معلول است اگر شهرما این معلولیت ها و نواقص و مشکلات را نداشته باشد هر فردی که مشکل حرکتی دارد باید به راحتی بتواند به همه جای شهر دسترسی داشته باشد و از همه این تجهیزات استفاده کند. در واقع معلولیت می شود کاهش فرصتها، یعنی ما یک فرصتهایی را از افراد می گیریم. از معلولیت با عنوان محدودیت در مشارکت هم نام میبرند. همانطور که می‌بینید این محدودیت ها باعث می شود که ما نتوانیم از همه‌ی توانایی ها استفاده درست بکنیم. اگر بخواهیم پیشینه‌ی مناسب سازی را در دنیا ببینیم وقتی که جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد و جنگ تمام شد و سربازها برگشتند به شهرهایشان ( خب اینها سربازانی بودند که برای وطنشان جنگیده بودند و اعضای بدنشان را در راه جنگ از دست داده بودند) متوجه شدند که نمی توانند وارد جامعه بشوند. یعنی امکان استفاده از همه‌ی تجهیزات از آنها سلب شده بود بنابراین جنبشهایی شکل گرفتند. این جنبشها ؛ جنبشهای طراحی بدون مانع، جنبش طراحی قابل دسترس و جنبش فضای طراحی فراگیر بود.
در مفهوم جنبش محیط بدون مانع، بیشتر مباحث موانع فیزیکی و رفع موانع فیزیکی مد نظر هست. در طراحی قابل دسترس دامنه‌ی شمول آن بیشتر شد یعنی بحث آن مطرح گردید که ما اگر فقط بخواهیم فرد را از جایی به جای دیگر منتقل کنیم کفایت نمی کند هر فرد دارای معلولیت باید قادر باشد به صورت مستقل این کار را خودش انجام بدهد نه به کمک همراهان و افراد دیگر.  در طراحی همه شمول، باز این مورد شمولش بیشتر شد به جایی رسید که این طراحی فقط برای افراد دارای معلولیت طراحی نمی کنیم. یعنی این طراحی با توجه به این محدودیت‌ها نخواهد بود ما باید در تمام طراحی ها از طراحی لیوان که یک فضای جزئی است تا یک فضای کلی باید همه افراد را با همه ی محدودیت ها و شرایطشان در نظر بگیریم . اصول عمده ای که در طراحی بدون مانع داریم ( دست یافتن، راه داشتن و به کار بردن) است یعنی باید همه ی افراد بتوانند که فضایی در دسترس داشته باشند و بتوانند وارد آن فضاها بشوند و بتوانند از همه امکانات و تجهیزات مثل آبخوری و دستگاه ATM استفاده کنند . تعریفی هم که برای فضای قابل دسترس داریم این است که به جز ممانعت های ایمنی و امنیتی مانع دیگری نداشته باشیم و همچنین امکان دسترسی برای همه فراهم باشد. در طراحی همه شمول ما بحث توسعه پایدار را داریم  که بر روی پایداری اجتماعی خیلی تاکید می کند یعنی وقتی نوزاد انسان متولد می شود در پایین ترین مرحله‌ی توانایی خود به سر میبرد و این توانایی افزایش پیدا می کند تا دوره‌ی جوانی که دوره‌ی توانمندی انسان است و بعد از آن افت را ناظر هستیم که به مرور این توانایی ها کاهش پیدا می کند. در طراحی همه شمول این مورد قابل ذکر است که در همه دوره های زندگی انسان، باید توانایی های او در نظر گرفته شود و در طراحی لحاظ گردد. بحث دیگری که در دنیا اتفاق افتاده است مبحث LEED است . LEED سیستم مدیریت انرژی طراحی محیط است .
مناسب سازی یعنی شرایطی که از قبل وجود داشته یعنی فضاها و ساختمانی سالها پیش ساخته شده و حالا ما می خواهیم این ساختمان را متناسب کنیم برای استفاده افراد کم توان .
در سال 1383 اتفاق خیلی خوبی که در ایران رخ داد، قانون جامع حمایت از حقوق معلولین به تصویب رسید. در سال 1387 نیز ایران کنوانسیون معلولین را امضا کرد و ملزم  به رعایت این مصوبه شد و باید هر سال گزارش اقدامات خود را ارائه بدهد. پایگاه های اجرایی هم زیاد داشتیم ولی متاسفانه خیلی مطلوب نبودند. قانون جامع یک ماده 2 داشته که یکی از بند های آن مبحث مناسب سازی بوده و اینجا ملزم کرده بر اساس ضوابط  که فضاها را مناسب سازی کنند . الزامات قانونی هم کم نیستند از قانون اساسی گرفته تا برنامه های توسعه . منشور حقوق شهروندی دو سال پیش مصوب شد که حق دسترسی را برای همه مردم پیش بینی می کند . حالا مبحث مورد بررسی ما در مرکز تحقیقات مبحث ضوابط است . ما می خواهیم اساس درست را پایه ریزی کنیم تا ساختمانها و فضاهای ما با کیفیت مناسبی ساخته شوند. بعد از جنگ کارهای متعددی در مرکز تحقیقات انجام شد به اضافه اینکه از تجربیات کشورهای دیگر استفاده کردیم مثل آلمان و جاهای دیگر. ترجمه های متعددی انجام شد و بعد از کارهای تحقیقاتی بسیار این ضوابط یعنی نسخه اولیه ضوابط تهیه شد که آقای مهندس نورانی این کار را انجام دادند و در شورای عالی شهرسازی که مهمترین مرجع معماری و شهرسازی ایران است مصوب شد. ضوابط دو فصل کلی را در بر میگیرد فصل اول ضوابط شهرسازی و فصل دوم ضوابط طراحی معماری. در فصل اول ضوابط طراحی پیاده روها ، پل های ارتباطی بین پیاده روها و سواره رو، جدول ها، خط کشی های عابرین پیاده و .... مطرح می گردد. در فصل دوم که ضوابط طراحی معماری است، ساختمانهای عمومی و ساختمانهای مسکونی را شامل می شود. علامت بین المللی افراد معلول هم یک علامت جهانی است در هر فضایی که دسترس پذیر باشد از این علامت استفاده می کنیم. در کتاب ضوابط، مرجع ما برای اینکه ابعاد و اندازه ها را استخراج کنیم صندلی چرخدار بوده است . چون ابعاد بیشتری را نسبت به عصا و سمعک و عینک می طلبد پس این مبنای اندازه گذاری‌ها بود . انتظاراتی که ما از فضاهای شهری داریم چیست؟ امکان حرکت آسان و مستقل را فراهم کنند قابل استفاده ایمن و راحت باشند، وضوح و خوانایی کامل داشته باشد و بستر مناسب برای روابط اجتماعی و تعامل فراهم کند چون شهر و محله ای که انسان در آن نباشد شهر یا محله تلقی نمی شود . یعنی هر فضایی با وجود انسان که کودکان و سالمندان و معلولان و بقیه افراد را شامل می شود،  موجودیت پیدا می کند .
رویکردهایی که ما مهندسین در مبحث مناسب سازی مد نظر میگیریم معلول دیدن فضاهاست. همانند بیماری که به پزشک مراجعه می کند پزشک ابتدا به تشخیص بیماری میپردازد و برای این تشخیص اقداماتی را انجام میدهد ما هم همینکار را انجام میدهیم ابتدا موانع و چالش ها را بررسی می کنیم و بعد راه حل‌هایی طراحی می کنیم. موانع و مشکلاتی که در فضاهای باز داریم چیست؟ موانع بسیار است فقط کافی است روزی دوربینی به دست بگیرید و در شهر قدم بزنید و فکر کنید که روی صندلی چرخدار نشسته اید می‌بینید که مشکلات دسترسی به پیاده روها را داریم حتی اگر پیاده رویی با عرض مناسب وجود داشته باشد ولی در آنها موانعی مثل تیر چراغ برق یا موانعی برای مصدود کردن راه موتور سوارها، دکه هایی که سر راه قرار می گیرند و یا عرض کم پیاده روها را داریم که صندلی چرخدار قادر به حرکت در آن نیست حتی در کاربری های تجاری مغازه دارها این اجازه را به خود می دهند تا از فضای پیاده روها به جای انبار یا نمایش کالاهای خودشان استفاده کنند یا مسدود شدن راه به وسیله نخاله های ساختمانی یا تلمبار کردن مصالح ساختمانی برای جاهایی که در حال انجام ساخت و ساز هستند همه و همه باعث می شوند که فضاهای شهری ما آن انتظاری که باید داشته باشیم را  فراهم نکند و با مانع های متعدد مواجه باشیم. یکی از مشکلات اساسی جوی های آب سطح شهر هست که باید برای آنها پل های عابر ساخته بشود اما ما در سطح شهر با پل‌هایی مواجهیم که همگی مناسب نیستند . مشکل دیگر اختلاف سطح هاست که ساختمانهای تجاری پله های سازه های خود را در مسیر تردد قرار میدهند شما تصور کنید فردی با عصا در حال حرکت است و این مانع چقدر می تواند مشکل ساز باشد. اولین چیزی که برای پیاده روها مهم است این است که عرض مفید پیاده رو ها حداقل باید 120 سانتی متر باشد که امکان عبور فرد با صندلی چرخدار را فراهم کند. در خیابان ولیعصر در معدود جاهایی که زیباسازی صورتگرفته تدابیری برای کم توانان کارگذاری شده هرجا که پله باشد باید رمپ هم گذاشته شود .
مهندس نورانی:
صحبت من بر مبنای همین ضوابط است. این ضابطه در سال 68 تصویب شد در شورای عالی شهرسازی و سپس ویرایش دوم تهیه گردید که در سال 78 تصویب شد. توسط بالاترین ارگانی که میبایست در مورد شهرسازی در کشور تصمیم بگیرد یعنی شورای عالی شهرسازی و معماری. شورای عالی مجوز قانونی از مجلس را داراست برای تدوین ضوابط که به نحوی خود این ضوابط می شوند قانون که الزاما باید اجرا بشود. سه گروه عمده در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است. گروه ناشنوایان یا کسانی که اختلالات شنوایی دارند گروه نابینایان و کسانی که اختلالات بینایی دارند و گروه دیگر افرادی که از ویلچر استفاده می کنند.  چرا که بیشترین محدودیت متوجه استفاده کننده ها از ویلچر در محیط فیزیکی است. درست است که باقی ناتوانایی ها اعم از نابینایی و ناشنوایی و... هم در این زمینه مصائب و مشکلاتی دارند ولی چون بیشترین آمار مشکلات بر اساس شهر سازی جزو افرادی که با ویلچر تردد میکنند شکل میگیرند من وارد همین حیطه میشوم وگرنه باقی نا توانایی ها را نا دیده نگرفته ام.
کلمه‌ی مناسب سازی به مرور زمان دستخوش تغییرهایی شد از موردهایی با عنوان ایجاد محیط بدون مانع و بعد به توسعه محیط قابل دسترس یا معماری همه شمول، همه اینها نسخه های جدیدی از مفاهیم مناسب سازیست اما هیچ کدام به اندازه واژه مناسب سازی قابل درک نیست. برای همین من از این کلمه استفاده میکنم. ضمن اینکه مناسب سازی یک ایراد کلی دارد و آن این است که نگاه به گذشته دارد یعنی در گذشته یک موانعی ایجاد شده است حالا ما باید آن را مناسبش کنیم. البته تقریبا بی فایده است چون از طرفی که داریم مناسب سازی میکنیم از طرف دیگر مدام نامناسب سازی ها در حال به وجود آمدن هستند. هزاران ساختمان در حال ساخته شدن هستند که تولید مانع می کنند و بعد گروه هایی باید اقدام کنند به مناسب سازی آنها. به همین دلیل طبق تجربه سی ساله من در این زمینه هر کسی که دچار ویلچر باشد جدای از سطح تحصیل و آگاهی، همین تجربه‌ی این فضاها او را به این نتیجه ها می رساند که خانه نشین شود.
در دهه 40 اولین طرح جامع شهر تهران تهیه و تصویب شد این تهیه طرح جامع تهران یک دفترچه ضوابط دارد به اسم ضوابط اجرایی که زمانی که برای گرفتن پروانه ساختمان اقدام میکنیم شهرداری شما را ملزم به اجرای ضوابط آن دفترچه میکند در آن ضوابط به قدری مسائل ریز شده اند که حتی عرض در سرویس بهداشتی و عرض در پله ای که به پشت بام وصل می شود آنها هم مشخص شده اند. یکی از ضوابطی که در آن دیده میشد این بود که ساختمانها از کف پیاده رو می توانند 120 سانت ارتفاع بگیرند و از آن زمان به بعد این 120 سانت به مرور الگوی طراحی و ساخت سراسر کشور شد. مدتی روی ضوابط شهرهای دیگر هم تحقیق می کردم که متاسفانه با کپی همین محتوای ضوابط طرح جامع تهران روبه رو شدم و چیز جدیدی در آنها نبود یعنی شما همین ضوابط را می توانید در شهر رشت نیز ببینید.  جالب است که بدانید قبل از این طرح جامع به صورت عادت مردم در سازه ها ارتفاع 120 نمیدادند. به عنوان نمونه در موزه‌ی خانه‌های روستایی گیلان ساختمانهایی وجود دارد که از جایی به آن موزه منتقل شدند. برای من خیلی عجیب بود که در گیلانی که بارندگی بسیار است هم سطح خانه های روستایی که سیستم فاضلاب ندارند همکف ساختمانهای آنها بیش از نیم متر نبودند یعنی دو یا سه پله است . این اولین مانع بزرگ در مناسب سازی های ماست چون بسیاری از قطعاتی که در تهران است امکان مناسب سازی طبق این ضوابط وجود ندارد. برای اینکه ساختمان هایی با قطعات 200 تا 250 متر با ارتفاع موجود بخواهیم رمپ بگذاریم 85 % سطح حیاط را فرامیگیرد یا 250 متر تا 300 متر 64% فضا را اشغال می‌کند. این در واقع یعنی هیچ کاری نمیشود کرد!
پیشترها پیاده، درشکه و کالسکه در طراحی شهر تاثیر گذارده اند. امروز اتومبیل ساخت و سازها و طراحی شهری را دچار تغییر کرده است. اما ویلچر این قدرت را ندارد که  جامعه را مدیریت و مناسب سازی کند. راه کار *اراده دولت و نهادهای مردمی* برای احقاق حق این قشر از جامعه است.
دکتر عاروان ( مدیرعامل جامعه معلولین ایران):
من مدیرعامل جامعه معلولین ایران هستم که سال 1357 تاسیس شد. معلولین جسمی و حرکتی با تاسیس این انجمن  هدفشان این بود که تلاش کنند تا شهر و زندگی آنها تغییر کند. نکته دیگر اینکه من تحصیلات تاریخ ایران را دارم و سعی می کنم بین تاریخ و مباحث و مشکلات معلولین ارتباطی بر قرار کنم.
من اینجا یک تبار شناسی انجام می دهم.  گاهی لازم است به عقب بر گردیم تا ببینیم چه اتفاقاتی رخ داده است؛ زمانی در گذشته، جامعه، معلولین را نادیده می گرفت . رومی ها معلولان جسمی و ذهنی خود را به رودخانه می انداختند تا آنها از بین بروند. بعضی اقوام در جهان، معلولان خود را می‌کشتند. این واقعیتی بوده که وجود داشته است. معلولان یا حذف می‌شدند یا طرد می‌شدند . پس از ظهور ادیان و تمدنها ما به یک دوران طلایی و مرفه برای معلولان می رسیم . در آن دوران با شکوه، ما معلولان بسیاری را در تاریخ می‌بینیم که دارای ثروت و منصب شدند و جامعه آنها را پذیرفت تا جایی که بعضی از آنها شاگرد هم داشتند اما تا جامعه از سطح فرهنگی که داشت فاصله می گرفت آنها دوباره به همان روز های گذشته و فراموشی دچار می‌شدند . برای مثال پس از حمله مغولها به ایران، اوضاع معلولان ایرانی خیلی بدتر شد.
در معماری ایرانی مبحث پله و بالا نشینی یا شاه نشینی مطرح است. تمام بناهای مذهبی و فرهنگی ما دارای پله هستند. آن نگاه قدسی که نگاهی صعود کننده است دارای تفکری بود که اگر بناست به خدا نزدیک بشوی باید پله بسازی. معماری زیگورات چغازنبیل  درشوش هفت طبقه است. طبقات بالایی آن مخصوص کاهن بزرگ بود که در آن عبادت می‌کرد و یا تخت جمشید بر روی یک صفه یا سکو واقع شده است. در تاریخ ما پله تبدیل به یک اصل مهم ذهنی شده است. این به یک نگاه قدسی بر می گردد که همه چیز باید بالا باشد تا به تعالی نزدیک تر شود. مبحث دیگر مبحث امنیت است که در معماری ایران تاثیر گذاشته، مثل کوچه و پس کوچه‌ها و ورودی های تنگ، بحث امنیت مطرح بود و ناگزیر به معلولیت دقت نمی‌شد . بخش دیگر مسئله بر می‌گشت به نگاه جامعه که سالم محور و جسمیت محور بود و تفاوت جسمی آدمیان را نادیده می انگاشت. در ادبیات و نقاشی های تاریخی هم ما اصلا مبحثی به عنوان فرد معلول نداریم، همه آدمیان توانمند، سالم و ستبر بودند. همین نگرش‌ها باعث حذف شدن معلولِ کوتاه قامت در صحنه جامعه می شود. حتی مواقعی برای خلع پادشاهی او را نابینا می‌کردند یا آسیبی به جسم او می‌رساندند تا او معلول شود و آن زمان او از پادشاهی خلع می گردید.  
همینک هم در سازه ها معمولا احتمال میدهند که تعداد معلولینی که ممکن است وارد یک بنا یا فضای شهری شوند خیلی زیاد نیست بنا براین برای طراحی بنای مناسب با فرد معلول انرژی صرف نمیشود، حال آنکه اگر مناسب سازی صورت بگیرد شما حضور پر رنگ معلولان را در شهر و اماکن خواهید دید. ما در گفتمان کم توانان تهران مناطقی داریم به اسم مناطق ممنوعه، مانند چهارراه ولیعصر تهران چون برای کم توانان غیر قابل تردد است. در واقع تهران برای ما ناتوایانِ حرکتی شهری ممنوعه شده است. تمام معماری های مراکز مهم کشور هم روی سکو و ارتفاع قرار گرفته است. همین مشکلات از گذشته تا به امروز ادامه پیدا کرده است و تا زمانی که تغییراتی به لحاظ نگرشی در میان مدیران صورت گرفت که از زمان امیرکبیر شاهد این تغییر هستیم . از آن زمان جاهایی از تهران مسطح شدند. توجه ویژه به معلولین که بسیاری از آنها مشغول گدایی بودند صورت گرفت و آنها را از سطح جامعه جمع آوری کردند. به بهداشت و سلامتی آنها رسیدگی شد و امکانات آموزشی برای آنها ترتیب داده شد با نام دارالعَجَزه. در دوره های حکومتی بعد از آن دوران هم این نگاه گسترش پیدا کرد. در حال حاضر هم ما دارای انجمن هایی هستیم که خود معلولان تاسیس کرده اند. در حال حاضر ما برای معلولان مطالبه شخصی و عمومی هم داریم. اما برای خیلی جاها در شهر و سازه ها ما مناسب سازی برای حضور معلولان نداریم و مدام در حال کلنجار رفتن با موانع هستیم. ما میخواهیم این پیشرفت اینبار در شهر گسترش پیداکند. تمام مراکز فرهنگی از گالری ها و سینماها و موزه ها گرفته تا هر مرکز مهمی در کشور که لازم است انسان در دوران زندگی خود بارها و بارها به آن رجوع کند نامناسب سازی شده است. ما با جمعی از معلولان بارها به همین مراکز مثل موزه ها  با این دید رفتیم که ثابت کنیم ما در سازه های این شهر هیچ جایگاهی نداریم و نادیده گرفته شدیم. هنوز هم علی‌رغم تمام پیشرفتها این نگاه اصلاح نشده که معلول هم در شهر نادیده گرفته نشود. ما در سطح مدیریت با مدیرانی مواجه هستیم که برای مناسب سازی شهر مقاومت می‌کنند . این هم باز بر می گردد به همان نگاه پله ای که قبلا گفتم. تمام نگرشها به افراد ناتوان باید عوض شود و باید از پله سازی دست برداریم و به کسانی بیاندیشیم که میخواهند زندگی مستقلی داشته باشند و عضوی از ما هستند. خیلی اتفاقات هست مانند انواع بیماریها که ممکن است معلول سازی کند و به جمعیت معلولان بیفزاید و به هر ترتیب و ناگزیر باید شرایط برای حضور اینان(کم توانان) در شهر و اماکن  هموار شود. 
من اینجا یک تبار شناسی انجام می دهم.  گاهی لازم است به عقب بر گردیم تا ببینیم چه اتفاقاتی رخ داده است؛ زمانی در گذشته، جامعه، معلولین را نادیده می گرفت . رومی ها معلولان جسمی و ذهنی خود را به رودخانه می انداختند تا آنها از بین بروند. بعضی اقوام در جهان، معلولان خود را می‌کشتند. این واقعیتی بوده که وجود داشته است. معلولان یا حذف می‌شدند یا طرد می‌شدند . پس از ظهور ادیان و تمدنها ما به یک دوران طلایی و مرفه برای معلولان می رسیم . در آن دوران با شکوه، ما معلولان بسیاری را در تاریخ می‌بینیم که دارای ثروت و منصب شدند و جامعه آنها را پذیرفت تا جایی که بعضی از آنها شاگرد هم داشتند اما تا جامعه از سطح فرهنگی که داشت فاصله می گرفت آنها دوباره به همان روز های گذشته و فراموشی دچار می‌شدند . برای مثال پس از حمله مغولها به ایران، اوضاع معلولان ایرانی خیلی بدتر شد.
در معماری ایرانی مبحث پله و بالا نشینی یا شاه نشینی مطرح است. تمام بناهای مذهبی و فرهنگی ما دارای پله هستند. آن نگاه قدسی که نگاهی صعود کننده است دارای تفکری بود که اگر بناست به خدا نزدیک بشوی باید پله بسازی. معماری زیگورات چغازنبیل  درشوش هفت طبقه است. طبقات بالایی آن مخصوص کاهن بزرگ بود که در آن عبادت می‌کرد و یا تخت جمشید بر روی یک صفه یا سکو واقع شده است. در تاریخ ما پله تبدیل به یک اصل مهم ذهنی شده است. این به یک نگاه قدسی بر می گردد که همه چیز باید بالا باشد تا به تعالی نزدیک تر شود. مبحث دیگر مبحث امنیت است که در معماری ایران تاثیر گذاشته، مثل کوچه و پس کوچه‌ها و ورودی های تنگ، بحث امنیت مطرح بود و ناگزیر به معلولیت دقت نمی‌شد . بخش دیگر مسئله بر می‌گشت به نگاه جامعه که سالم محور و جسمیت محور بود و تفاوت جسمی آدمیان را نادیده می انگاشت. در ادبیات و نقاشی های تاریخی هم ما اصلا مبحثی به عنوان فرد معلول نداریم، همه آدمیان توانمند، سالم و ستبر بودند. همین نگرش‌ها باعث حذف شدن معلولِ کوتاه قامت در صحنه جامعه می شود. حتی مواقعی برای خلع پادشاهی او را نابینا می‌کردند یا آسیبی به جسم او می‌رساندند تا او معلول شود و آن زمان او از پادشاهی خلع می گردید.  
همینک هم در سازه ها معمولا احتمال میدهند که تعداد معلولینی که ممکن است وارد یک بنا یا فضای شهری شوند خیلی زیاد نیست بنا براین برای طراحی بنای مناسب با فرد معلول انرژی صرف نمیشود، حال آنکه اگر مناسب سازی صورت بگیرد شما حضور پر رنگ معلولان را در شهر و اماکن خواهید دید. ما در گفتمان کم توانان تهران مناطقی داریم به اسم مناطق ممنوعه، مانند چهارراه ولیعصر تهران چون برای کم توانان غیر قابل تردد است. در واقع تهران برای ما ناتوایانِ حرکتی شهری ممنوعه شده است. تمام معماری های مراکز مهم کشور هم روی سکو و ارتفاع قرار گرفته است. همین مشکلات از گذشته تا به امروز ادامه پیدا کرده است و تا زمانی که تغییراتی به لحاظ نگرشی در میان مدیران صورت گرفت که از زمان امیرکبیر شاهد این تغییر هستیم . از آن زمان جاهایی از تهران مسطح شدند. توجه ویژه به معلولین که بسیاری از آنها مشغول گدایی بودند صورت گرفت و آنها را از سطح جامعه جمع آوری کردند. به بهداشت و سلامتی آنها رسیدگی شد و امکانات آموزشی برای آنها ترتیب داده شد با نام دارالعَجَزه. در دوره های حکومتی بعد از آن دوران هم این نگاه گسترش پیدا کرد. در حال حاضر هم ما دارای انجمن هایی هستیم که خود معلولان تاسیس کرده اند. در حال حاضر ما برای معلولان مطالبه شخصی و عمومی هم داریم. اما برای خیلی جاها در شهر و سازه ها ما مناسب سازی برای حضور معلولان نداریم و مدام در حال کلنجار رفتن با موانع هستیم. ما میخواهیم این پیشرفت اینبار در شهر گسترش پیداکند. تمام مراکز فرهنگی از گالری ها و سینماها و موزه ها گرفته تا هر مرکز مهمی در کشور که لازم است انسان در دوران زندگی خود بارها و بارها به آن رجوع کند نامناسب سازی شده است. ما با جمعی از معلولان بارها به همین مراکز مثل موزه ها  با این دید رفتیم که ثابت کنیم ما در سازه های این شهر هیچ جایگاهی نداریم و نادیده گرفته شدیم. هنوز هم علی‌رغم تمام پیشرفتها این نگاه اصلاح نشده که معلول هم در شهر نادیده گرفته نشود. ما در سطح مدیریت با مدیرانی مواجه هستیم که برای مناسب سازی شهر مقاومت می‌کنند . این هم باز بر می گردد به همان نگاه پله ای که قبلا گفتم. تمام نگرشها به افراد ناتوان باید عوض شود و باید از پله سازی دست برداریم و به کسانی بیاندیشیم که میخواهند زندگی مستقلی داشته باشند و عضوی از ما هستند. خیلی اتفاقات هست مانند انواع بیماریها که ممکن است معلول سازی کند و به جمعیت معلولان بیفزاید و به هر ترتیب و ناگزیر باید شرایط برای حضور اینان(کم توانان) در شهر و اماکن  هموار شود. 
 در پایان این نشست سخنرانان به پرسش های حاضران پاسخ دادند. 



Screen Shot 2019-06-30 at 3.04.14 PM.png Screen Shot 2019-06-30 at 3.03.31 PM.png