موسسه ماه مهر

۳۰ شهريور ۱۳۹۷

گفتگو با نصرت‌الله مسلمیان در مورد کلاس‌های نقاشی

files_magazinContents_753502مسلمیان[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg


استاد نصرت‌‌الله مسلمیان در گفتگویی با خبرنگار اختصاصی موسسه ماه مهر در خصوص کلاس‌های نقاشی اظهار داشت: بنده سال‌هاست که یک کلاس کارگاهی در موسسه دارم. درواقع این کلاس بر اساس هنر مدرنیسم، تجربه‌های مدرنیسم و مولفه‌های مدرنیسم پیش می‌رود. کوشش اولیه بنده این است که هنرجویان را از همان ابتدا با مساله ذهن و ذهنیت فردی درگیر کنم. یعنی به آنها الگوهای ایدئولوژیک یا متعارف آموزشی را پیشنهاد نمی‌کنم. بلکه از همان ابتدا سعی می‌کنم که به ذهنیتشان رجوع کنند، این حوزه را مورد شناسایی قرار دهند و ورود به ذهنیت را از طریق نقاشی تجربه کنند و کم‌کم آن عادت‌های پیشین یا غلط مشاهده محور را ترک کنند. درواقع مشاهده درونی را جایگزین مشاهده بیرونی کنند. در این مسیر بسته به پیشنهاد‌ها و نیازهایی که در درون ساختار فرم است، آنها را همراهی می‌کنم و نکاتی را متذکر می‌شوم. 
وی در پاسخ به این سوال که آیا  کار هنرجویان از طراحی آغاز می‌شود یا خیر گفت: با ادراک من، نقاشی از طراحی جدا نیست. وقتی شما وارد تجربه بصری می‌شوید همه آنها همسطح و با استقلال می‌توانند در کنار هم قرار بگیرند. به این اعتبار شیوه‌های مرسومی که در فضاهای آموزشی وجود دارد در کلاس بنده خیلی کاربرد ندارد. اجازه می‌دهم ذهنیت هنرجویان کار خودش را انجام دهد. هنرجویان با مجموعه‌ای از امکانات بصری از خط و رنگ و فرم و شکل نه تنها در طول مسیر، بلکه گاهی در یک اثر هم مواجه می‌شوند. حتی ممکن است از یک امر مبین یا یک فیگور هم استفاده شود ولی هیچگاه هنرجویان را به تجربه جداگانه روی این اجزاء، ارجاع نمی‌دهم و نیازی هم نمی‌بینم. 
مسلمیان ضمن تاکید بر اینکه از هیچ دوره یا دریچه خاصی وارد نمی‌شود، افزود: این آزادی و انتخاب هنرجویان است. بنده حتی تکنیک هم آموزش نمی‌دهم. درواقع انتخاب و گرایش فرد است که در جریان زمان، گسترش پیدا می‌کند. بنده هیچ راهنمایی ویژه‌ای در انتخاب سبک یا روش به آنها نمی‌دهم. زیرا این چیزیست که خودشان باید پیدا کنند. راهبردها و استفاده از تکنولوژی و امکانات مختلف ماده را اگر زیر مجموعه تکنیک فرض کنیم، به فراخور نیاز یاد می‌گیرند. در تفکر مدرنیستی چیزی به اسم تکنیک نداریم چون سبک‌های فردی، نیازهای ویژه و فردی را باز می‌کنند و آنچه که نیاز دارد را باید تجربه کند. هیچ دلیلی ندارد از بین این همه پدیدارها و تنوع مواد و تکنولوژی به همه آنها فکر کند و بپردازد. آنچه که ضرورت دارد و نیاز دارد را باید یاد بگیرد. مثلا ترکیب‌بندی و رنگ همه در جریان تجلی فرم در فرایند تجربه مشخص، حتما آموزش داده می‌شود. چیز انتزاعی یا مجرد از بستر فرم، درون متن وجود ندارد. 
وی در مورد تعداد ترم‌ها یا کلاس‌ها تاکید کرد: ما هیچ محدودیتی نداریم. به رابطه گفتمان بین بنده و هنرجو بستگی دارد. چون بنده آموزش ایدئولوژیک نمی‌دهم که بگویم چهارچوبی وجود دارد و بعد تمام می‌شود. سعی می‌کنیم یک رابطه و گفتگوی خلاق را داشته باشیم. تجربه‌هایمان را در سطوح مختلف در میان می‌گذاریم. درواقع در این دیدگاه معلم یا استاد، راهنماست. مدل شما نیست. بیشتر دوست و همراه شماست. و ایده‌های شخصی و تجربه زیستی خودش را به عنوان ایدئولوژی یا زیبایی‌شناسی ارائه نمی‌دهد. سعی می‌کند شما را درک کند و از طریق تجربه شخصی این مفاهمه را پیش ببرد. زیرا اعتقاد دارم اتخاذ چنین تصمیمی از طرف استاد یعنی سرکوب کردن آزادی فرد و اخلال ایجاد کردن در هویت فرد است. بیشترین تلاشمان باید این باشد که آزادی و خودمختاری که برای امر تجربه و درک تصویر و خودشناسی لازم است را تجربه کند و کارش را پیش ببرد. هرگونه رابطه شبان و رمگی ما را به رابطه سرکوبگرایانه و الگوی مقتدر که معلم است و الگوی منفعل که هنرجوست، برمی‌گرداند. و این باید صددرصد در آموزش مدرنیسم رعایت بشود. 
هر ترم حدود دوماه و نیم است ولی افرادی داریم که چندین سال است که کار می‌کنند. حتی افرادی را داریم که پس از چندین دوره رفتند ولی ارتباطشان را حفظ می‌کنند و کماکان با هم گفتگو داریم. حتی هنرمند هستند ولی رابطه‌مان سر جایش است زیرا از یک سطحی به بعد ما دو تا همراهیم که در این مسیر با صلایق خودمان پیش می‌رویم. 
مسلمیان در  این زمینه که چگونه بین هنرجویان جدید و قدیم تعادل برقرار می‌کنید، افزود: این موضوع مشکلی را ایجاد نمی‌کند زیرا ما قرار است گفتگو کنیم و به مفاهمه برسیم. بنده برنامه خاصی ندارم که شامل آموزش همگانی بشود، پس هر چه در کلاس بین بنده و ایشان و در متن کاریشان پیش بیاید، ملاک است. البته این نوع آموزش خیلی سخت است و خیلی انرژی‌بر است و فرد معلم باید توان تفکیک پذیری برای هر فرد را داشته باشد و جهان و متن آن فرد را بتواند به مرور زمان مورد شناسایی قرار دهد و به آن نزدیک شده و اعتماد او را جلب کند. بگونه‌ای که با هم بتوانند کار را پیش ببرند. البته این شیوه برای برخی از هنرجویان دشوار است. بخصوص افرادی که قبلا سال‌ها با روش مشاهده مستقیم و سنتی نقاشی کردند چون دستآوردهای این آموزش در طول زمان و در فرایند به چشم می‌آید، کل الگوی زیبایی‌شناسیشان به هم می‌ریزد، کل باورهایشان بهم میریزد و برخی که نمی‌توانند مقاومت کنند، ادامه نمی‌دهند.