موسسه ماه مهر

۰۲ مرداد ۱۳۹۶

ده سالگی "معکوس" در ماه مهر

files_magazinContents_5789042[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg

به مناسبت دهمین سالگرد تشکیل گروه معکوس که پایه ریزی آن در "کارگاه معکوس" استاد تناولی در ماه مهر شکل گرفت، گفتگویی با این گروه انجام شد.

-برای شروع بهتر است به این سوال بپردازیم که نقطه شروع گروه معکوس از کجا بود؟
  بهداد لاهوتی:ما ده نفر اعضای گروه معکوس که شامل حامد رشتیان، مونا پاد، فرزانه حسینی، مینا سرلک، نسترن صفایی، لیلاخرازی، هوراد گرجی، امیر موسوی زاده و علی موسوی زاده و خود من می شویم،  هیچکدام مجسمه سازی را به صورت آکادمیک یاد نگرفته بودیم. شاید همین موضوع باعث شد که بدون هیچ موضع گیری و با درک بهتری و بدون توجه به حواشی برای ثبت نام یک دوره مجسمه سازی اقدام کردیم.  
حامد رشتیان اضافه می کند: با این حال پیش از این دوره آموزشی، تمام افراد این کلاس تجربه شرکت در نمایشگاهها را داشتند اما نقطه شروع حرفه ایی این گروه درعرصه هنر ایران، از نمایشگاهی شروع شد که در یکی از گالری های فعال تهران ، بعد از کلاس آقای تناولی برگزار شد. 
 لیلا خرازی:هدف ماه مهراز برگزارکردن دوره یی با نام "معکوس" این بود که ،چون کلاس در ده جلسه برگزار می شود و قرار است یک تکنیک آموزش داده شود،افرادی انتخاب شوند که با مبانی هنرهای تجسمی و مسایل پایه ای مجسمه سازی آشنا هستند وهمینطور تجربه ساخت مجسمه را داشته اند. هنگامی که از طرف موسسه ماه مهر با ما تماس گرفته شد،یکی از آرزوهای بزرگ ما محقق گردید.
 بهداد لاهوتی: نقطه عطف این گروه که نام اش را ازهمین دوره آموزشی مایه گرفته بود،این بود که چطور یک استاد تصمیم می گیرد یک تکنیک را به سادگی در ده جلسه به تعدادی هنرجوی جوان تدریس کند و می تواند بعد از ده جلسه آنها را به حدی برساند که بتوانند یک نمایشگاه گروهی داشته باشند.شما اگرسادگی تکنیک معکوس را بفهمید، تعجب می کنید و آقای تناولی ازهمان هیچ خودشان همه چیز ساختند .تجربه، اعتبار و قدرت ایشان بود که توانست چنین کاری کند و کمتر استادی چنین توانایی را دارد.

-اگر ذهنیت شما این است که این تجربه،یک تجربه تحولی بوده است که باعث شد هنرمندانی موفق مثل گروه"معکوس" نتیجه این تجربه باشند، می توانید بگویید جادوی این دوره چه بوده است؟
نسترن صفایی: ایشان در آن زمان کوتاه فقط تکنیک را آموزش ندادند،بلکه به ما آموزش دادند چطور یک ایده و ساخت یک محصول هنری را شروع کنیم،چطور آن را به پایان برسانیم و چگونه با اعتماد به نفس به عنوان هنرمند،اثر هنری خود را به طور حرفه ای معرفی کنیم و در اصل راه حرفه ایی شدن را به ما آموختند.


-همکاری گالری ها با شما و نمایش آثارتان در ابتدا چگونه بود؟
 مونا پاد: قطعا  گرفتن وقت نمایشگاه در گالری خوبی،برای گروه تازه کاری مثل ما رویا بود. استاد تناولی وقتی در پایان کلاس کیفیت کارها و علاقه و جدیّت ما را دیدند ، تصمیم گرفتند که ما را برای نمایش کارهایمان  معرفی کنند. اگر این  روشن بینی و دلسوزی  نبود ، راه برای ما بسیار دشوار و طولانی بود و چه بسا ما مثل بسیاری از هنرمندان جوان و تازه کار خسته و فرسوده به گوشه عزلت خود برمی گشتیم. 
حامد رشتیان:در آن دوره ما شانس آوردیم .مثلا وقت نمایشگاهی که موفق شدیم بگیریم،به این خاطر بود که نمایشگاهی لغو شده بود. در کل حمایتی که از ما شد موثر بود و در ادامه به دلیل داشتن تجربه چنین نمایشگاه مهمی در رزومه ما،راه کار کردن با گالری های دیگر برایمان گشوده شد در صورتی که حالا کارکردن با چنین گالری هایی، برای  هنرآموزان جوان خیلی سخت تر است.
شروع این روش که یک دوره کلاسی ،منتهی  به نمایشگاه گروهی شود،از ما شروع شد .ایده آن زمانی که برای ریخته گری رفته بودیم به ذهنمان رسید و در خود پروسه کار گروهی، به وجود آمد.در پی آن، اسم انتخاب کردیم و منتهی به نمایشگاه های بعدی و بعدی شد.ما توانستیم تنها گروهی بمانیم که بعد از ده سال با همان ترکیب و به طور جدی به مجسمه سازی ادامه می دهیم .هر کدام از ما در جایگاه خودمان ،اصول اساسی را یاد گرفته ایم و به نوبه خود در حال انتقال این آموخته به دیگران هستیم.چیزی که ما آموختیم سیستم "استاد شاگردی" بوده است و اینکه چطور این نوع از آموزش موثر است.



-سوال من ازاین گروه به عنوان کسانی که دوره های استاد تناولی را تا همین حالا دنبال کرده اند این است که چه تغییری در شیوه تدریس ده سال پیش تا امروز می بینید؟
 امیرموسوی: از نظرمن روال همان روال است و تمرکز استاد تناولی روی همان نقطه مرکز است اما تفاوت روی ایده های جدید و متریال جدید است و جالب اینجاست که در هر دوره، هر هنرجو در کارخودش تنوع دارد، این در حالی ست که خود استاد تناولی هم آنها را به این تشویق می کند.
مونا پاد:دیدن علا قه مندی هنرجویان و موفقیت شیوه نوین آموزشی که استاد  تناولی در ایران آغاز کردند، ایشان را به ادامه این آموزشها راغب تر کرد. از آنجا که ایران از لحاظ مجسمه سازی در شاخه های مختلف بسیار ضعیف و در پایین ترین سطح ممکن قرار داشت، ایشان تصمیم گرفتند ، دوره هایی را برگزار کنند  که در هر رشته ، گروه آموزش دیده ایی را فعال کنند. به این ترتیب در طی این سالها گروههای فعالی در شاخه های مختلف مجسمه  سازی معاصر در ایران  پدید آمدند. مثل مجسمه سازانی آشنا با ارزش اشیاء،  مجسمه سازانی که بازیافت کار میکنند،مجسمه سازانی که سه بعدی بر دیوار کار میکنند، مجسمه سازانی که با روشهای ساخت برای فضای شهری آشنا شده اند، مجسمه سازانی که کینتیک کار میکنند، آنها که با نخ و فراورده های آن کار میکنند، جواهر سازان معاصر در سطح بین المللی  که مجسمه های پوشیدنی می سازند و مدال سازان هنری که رشته یی بود که تا پیش از این در ایران حتی شناخته شده نبود.
شیوه تدریس استاد همچنان مثل 10 سال گذشته و هر بار با موضوعی جدید جریان دارد و از دل این گروهها دهها هنرمند فعال در سطح بین المللی مطرح شده اند.

-امروز شما بخشی از ستون این جریان هستید ،آیا می توان تصویر روشنی از شیوه آموزش را در این جریان یافت؟

فرزانه حسینی:من دقیقا به خاطر دارم که در فاصله بین کلاس وقتی که در حیاط با آقای تناولی چای می خوردیم ،گفتند من معتقد نیستم که سیستم آموزش فقط  به کلاس ختم میشود و بسیاری وجوه متفاوت ،ازمشاهده پروسه زندگی هنرمند تا حرف زدن او را از نزدیک می توان یاد گرفت و من از طریق حضور در کارگاه ایشان یاد گرفتم. 
بهداد لاهوتی:حمایتی که ما داشتیم هیچ گروهی نداشت و چون اولین گروه بودیم و آقای تناولی قصد داشتند جریانی را شروع کنند باید به سرانجام خوبی می رسید و ما هم که با دل ثبت نام کردیم. همین باعث شده تا امروز ادامه بدهیم.حمایت های استاد تناولی ،ماه مهر ،آقای سمیع آذر که برای ما نقد نوشتند و در کل همگی باعث شروع خوب ما بود.درمقابل، از جهات دیگر نقد های بسیاری به این حمایت ها شد ،اما موضوع اصلی این بود که روندی به جود آمد و ادامه دار بود و افراد زیادی را پرورش داد.نکته مهم این است که هنر ذاتی ست و این موضوع در این کلاس ها بسیار مورد توجه است و "هنر ذاتی" ناب تر است.ریشه این نوع مواجهه برمی گردد به خود استاد تناولی، خورشید هیچ وقت شمع روشن نمی کند یک خورشید می خواهد روشن کند روشنایی بدهد.
 مونا پاد: تنها می خواهم یاد آوری کنم که اگر هر یک از دلسوزان هنر این کشور جایی تلاش خود را نمی کرد هرگز امروز نمی توانستیم از دستاورد های زیبای 10 سال گذشته چنین لذت ببریم و امید به آینده را چنان قوی در عمق جانمان حس کنیم.

موسسه ماه مهر و روشن بینی و حساسیت بنیان گذاران آگاه و دلسوزش در دست چین کردن استادان ،  کیفیت بی مانندی در ایران است.حضور اساتید درجه یک ، منتقدان درجه یک و گالری دارها و کلکتورهای درجه یکی که در این موسسه فرصت می یابند که نسل نوی هنرمندان آگاه را پرورش دهند و  در کنار هم آینده هنر در ایران را رقم بزنند اتفاق نادری در هنر این کشور بوده است. 

از اینکه در این گفتگو شرکت کردید بسیار سپاسگزارم. 



3153693.jpg