موسسه ماه مهر

۲۴ آذر ۱۳۹۶

"کارگاه نقاشی" با استاد مسلمیان در ماه مهر

files_magazinContents_4109471[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg
  • به نظر شما مخاطب کلاس کارگاه نقاشی چه کسی است و این کلاس مناسب برای چه طیفی از مخاطب است؟
هرکس با توانایی متوسط در تصویر بصری می تواند هنرجوی کلاس من باشد. همه نوع شاگردی نیز نزد من می آید. روش من اینطور است که با هنرجویان گفت و گو می کنم، اگر تشخیص بدهم که این گرایش نزد آنها وجود دارد و هنرجو توانایی اولیه را دارد،  حتی اگر آموزش رسمی ندیده باشد ایشان را می پذیرم و نتایج بسیار خوبی هم می گیرم.
  • منظورتان از سطح توانایی متوسط در تصویر چیست؟

مهم ترین مسئله، داشتن گرایش به تصویر بصری است، بقیه مسائل در فرایند ارتباط و آموزش اتفاق خواهد افتاد. به نظر من گاهی داشتن اطلاعات زمینه ای از مباحث فنی پیش از شروع آموزش، یک دانش اولیه ناپخته است و به دلیل بار ایدئولوژی مستتر در آن، مانعی در یادگیری است. البته اساساً هرنوع زیبایی شناسی در یک بستر ایدئولوژیک فراهم می آید، در نتیجه شاید هنرجویان بعضی از مواقع بدون آنکه آگاه باشند به علت محدود شدن در این چارچوب ها در مقابل روند کلاس مقاومت کنند.

3

  • شیوه تدریس شما در کارگاه چیست؟ در کارگاه چه می کنید و چه اتفاقی می افتد؟

آموزش کارگاهی، یک روش مبتنی بر خلاقیت و رابطه دو طرفه بین هنرجو و استاد است. من هیچ نوع پیشنهادی از پیش آماده ای برای هنرجو ندارم. هیچ نوع فرم مشخصی را هم به کسی پیشنهاد نمی کنم. در واقع تنها بستری که ما خود را در آن قرار می دهیم، تجربه معاصر و تفکر مدرنیستی است. به عبارت دیگر، بستر عمومی تفکر مدرنیستی را به فضا و تجربه معاصر بسط می دهیم. همه ی انتخاب ها نیز از ذهن شخصی هنرجو می آید. در این روند سعی می کنم تا به ذهنیت شخصی آنها احترام بگذارم و کنار هنرجویانم بایستم، دنیای آن ها را بشناسم و این زمینه و تجربه را گسترش دهم. این یک امر صرفاً نظری نیست بلکه باید زیسته شود؛ در واقع در طی جلسات کارگاه نقاشی، ما باهم زندگی می کنیم و این زمان و فرایند لازم است تا هم شناسایی متقابل داشته باشیم، هم متدلوژی مناسب را از دل آن بیرون بکشیم و هم به یک تعامل خلاقانه برسیم.
هنرجویان در کلاس، نقاشی می کشند همزمان رابطه نیز ساخته می شود. هرنوع پیشنهاد خارج از این چارچوب، پیشنهادی از قبل و بر پایه ی پیش فرض ها خواهد بود. پس برای هنرجو محدوده ای مشخص می کند و همین محدوده ممکن است با نیازهای آن شخص در آن لحظه بی تناسب باشد و این برخلاف هدف "کارگاه نقاشی" است.

7_1

  • در شرح درس"کارگاه نقاشی" روی "کاربرد ماده و توهم ماده درجهت گسترش فضای بصری (کلاژ)" تاکید کرده اید ممکن است منظورتان را توضیح دهید؟

کل نقاشی گسترش توهم ماده است. همه چیز در نقاشی در ارتباط با واقعیت به حرکت در می آید اما آنچه در ساحت هنر رخ می دهد خود واقعیت نیست. مثلاً تصویر یک آدم خود آن آدم که نیست؛ توهم ذهنی از آن آدم است، چون نقاشی یک سطح دو بعدی است. ماده واقعیت است و نقاشی از ماده توهم است. به همین سادگی!
وقتی شما به تصویری که خودش توهم ماده است یک ماده دیگر وارد می کنید به اصطلاح از کلاژ استفاده می کنید و کلاژ در واقع به رسمیت شناختن تباین شدید یا کنتراست شدید است. به عبارت دیگر، به یک تضاد غیر قابل حل فکر می کنید: ماده در مقابل توهم. در نقاشی معاصر غرب و در نقاشی مدرن این یک رخداد بزرگ است. چون از اولین تصویرنگاری های به جامانده از حدود سه هزار سال  قبل، ما مجموعه ای از تصاویر دوبعدی داریم که همان گسترش توهم ماده است. وقتی ماده جدید در تصویری می نشیند در واقع این حرکت یک سویه از ماده به سمت توهم به سوی تقابل یا تضاد ماده می چرخد و توهم ماده را می شکند. این داستان جدید که کلاژ نام دارد همچنین شرایط را برای ورود به فضای سه بعدی و تجربیاتی چون پرفرمنس و اینستالیشن آماده می کند.

4_1

  • نسبت نقاشی با هنرهای جدید مثل هنرهای چیدمانی و تعاملی یا تکنولوژی دیجیتالی را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من یکی از ویژگی های هنرمعاصر، کثرت گرایی است. اگر کثرت گرایی را از هنر معاصر بردارید باید به نگاهی تک ساحتی باز گردیم. مدیوم فضای تجسمی، امروزه بسیار گسترده است. فضای رسانه ها بسیار وسیع است و همه ی اتفاقات کنار یکدیگر به هم هویت می دهند و فضای معاصر را می سازند. هیچ کس هم نمی تواند بگوید نقاشی متعلق به گذشته است یا نقاشی نکن یا ورود به فضای دو بعدی دیگر مناسب است. این به اشخاص برمی گردد که برای چه کسی چه مدیومی بس است یا نیست، اما در فضای معاصر هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت.

7

  • آیا شما می توانید تصور کنید به جای بوم و رنگ در فضای واقعی مثلاً با ابزار دیجیتال کار کنید؟
اگر نیازش باشد لحظه ای تردید نمی کنم. هر رسانه ای امکاناتی دارد، هر هنرمندی در جایی از ذهن خودش، نسبت این امکانات را به ایده خودش می سنجد. در نتیجه اگر مسئله بیان است، ابزار متنوع بیانی در خدمت هنرمند قرار دارد تا انتخاب کند. اگرچه پشت ابزار بیان یا رسانه ها، ایدئولوژی و یک سری اما و اگرهایی هست اما هنرمند می تواند آگاهانه انتخاب کند و براساس نیازش تصمیم بگیرد. بخصوص در فضای تجربی که ما زندگی می کنیم تعصبی وجود ندارد.
  • در چه مرحله ای هنرجوی نقاشی به نقاش گذار می کند؟ آیا شما به این مرزبندی معتقدید؟

این که چه موقع  این اتفاق بیافتد را ما نمی دانیم. عوامل گوناگونی در این فرآیند دخالت دارند. اما در کل می توان گفت زمانی که فرد نگاهش به هستی را بتواند در یک فرم متناسب با مقتضیات ذهن و زبان خود، بیان کند. البته این یک فرآیند است. نمی توان خواب نما شد و یک شبه به آن رسید؛ رسیدن به آگاهی، رسیدن به شناخت از فردیت و رابطه این فردیت با جامعه، میثاق ها، قراردادها و ضد این قرادادها برای هنرمند امری ضروری است؛ و تنها طی فرایندی  این مسئله برای فرد آشکار می شود.

4

  • تناسب تکنیک و موضوع چطور به هنرجو آموزش می دهید؟

این کاملاً به بستری برمی گردد که خود هنرجو در آن حرکت می کند؛ هرفرمی قراردادی است که درآن عوامل ذهنی، توانایی فنی، نگاه فرد به جهان اطرافش و اجتماع، ناخودآگاه ایدئولوژی دخالت دارد. با در نظر گرفتن این متغییرها هیچ فرمول ثابتی نداریم! روش من این است که در مقابل هر اثر می ایستم و در لحظه با آن اثر به گفت و گو می نشینم. سعی می کنم از موضع یک متخصص جهان آن اثر و مقتضیات آن را  شناسایی کنم. بدین ترتیب می توان مشکلات، تناقضات، جنبه های مثبت و منفی کار را براساس تجربه شناسایی کرد، نقد کرد و پیشنهاد داد.

8

  • پس در واقع تا کار هنرجو به یک مرحله خاصی نرسد نمی توان درباره ی جنبه ها ی تکنیکی اظهارنظر کرد!؟
به هیچ عنوان! زیرا وقتی ذهن خودش را به یک مادیت نزدیک نکرده باشد چگونه می توان آن را ارزیابی کرد؟ من چطور می توانم ذهن شما را بخوانم مگر این که یک ما به ازای در قالب تصویر به وجود آورده باشید؟! به همین خاطر در کلاس من تا وقتی آن تعین بوجود نیاید و لحظه ارتباط از طریق هنرجو مهیا نشده باشد، گفت و گو کردن یعنی ریسک کردن! در بدترین حالت ممکن است من دریافتهای ذهنی خودم را جای تمنیات هنرجو قرار بدهم و این دخالت در ذهن هنرجوست. در نقد و بررسی معیار از پیش تعیین شده ای ندارم از خود اثر و هنرجو در نقد بهره می گیرم.
  • نظر شما درباره هنرمعاصر ایران با تاکید بر نقاشی چیست؟
من به تمام رویدادهای هنر معاصر اشراف ندارم. و به نظرم حرف های کلی زدن هم بی فایده است. اگر مایلید پژوهشی برخورد کنید احتیاج به مستندات دارید؛ یعنی باید تمام نمایشگاه ها را ببینید، یک ذهن پژوهشگر داشته باشید، بتوانید قیاس و طبقه بندی کنید چون در این فضا اتفاقات متنوعی می افتد. حرفهای کلی زدن فرار از زیربار جواب دقیق است. این نگاه علمی و پژوهشی نیست. خوب است! بد است! به چه درد می خورد!؟ اینقدر در  این دوران آشوب و تناقض گسترده است و نیروها در جهت های متنوع حرکت می کنند که فضای هنر معاصر به شدت چندصدایی است و در آن مسیر غالبی دیده نمی شود. پس برای اینکه به یک تحلیل درست برسیم باید مستندات را جمع آوری کنیم . جامعه هنری امروز به ذهن تحلیل گر نیازمند است تا از خوب و بد گفتن ها یا حرف کلی زدن ها عبور کند. هرکس هر حرفی دارد باید آن را  مستند بیان کند در غیر این صورت به اشتباه قیاس به نفس می کند و آسیب می زند.

گفت گوی اختصاصی از سایت ماه مهر

تابستان 95