موسسه ماه مهر

۲۶ مرداد ۱۳۹۶

نشست های تخصصی مروری بر آموزش هنر در ایران: نشست اول آموزش هنر در ایران: چالش ها و ره یافت ها

files_magazinContents_titr_m[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg

ماه مهر به مناسبت ده سال فعالیت در عرصه آموزش هنر، واحد تخصصی پژوهش موسسه را تاسیس کرده است؛ در این راستا سلسله نشستهایی با محوریت "آموزش هنر در ایران" در سالن نشست های ماه مهر برگزار می شود.
اولین جلسه به بررسی "رهیافت‌ها و چالش‌ها در آموزش هنر در سیستم آموزشی دانشگاهی و آزاد در ایران"  با حضور آیدین آغداشلو، مهدی حسینی، سعید روانبخش و بهرنگ صمدزادگان و جمعی از هنردوستان و هنرپژوهان در گالری ماه مهر 6 اسفند 1394برگزار شد.
هریک از این اساتید در دو نوبت به تدوین دیدگاه های خود پرداختند، در میان بیش از همه نقش استاد و مدرس در نظام آموزشی چه گذشته و چه امروز از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار گرفت . همچنین به آسیب شناسی شیوه های ارزیابی اساتید و دانشجویان در نظام دانشگاهی اشارات مفصلی شد و در نهایت هریک از مهمانان محترم ره یافت هایی برای بهبود شرایط فعلی ارائه کردند. در ادامه بخش هایی از صحبت های اساتید در نشست را می توانید مطالعه کنید:

ابتدا آیدین آغداشلو ضمن مرور تاریخ آموزش هنر در ایران گفت: پیشینه آموزش هنر به کارگاه ها برمی گردد که اغلب خانوادگی اداره می شدند. مانند کارگاه کاشی سازی خانواده طاهر در کاشان، خانواده وصال شیرازی در دوران قاجار. در دوره ناصرالدین شاه، هنرمندان تصمیم گرفتند در زمینه هنر به منافع جمعی دست پیدا کنند، اصناف هنری نیز به تدریج شکل گرفتند. سپس کارگاه‌های به اصطلاح دانشگاهی شروع به فعالیت کردند. همچنین طی همین دوره با تشکیل دارالفنون و مدرسه صنایع مستظرفه کم کم شیوه جدیدی از آموزش شکل گرفت. تا امروز همچنان آموزش در کارگاه ها موازی شیوه دانشگاهی ادامه دارد و اهمیت نهاد دانشگاهی و نهاد کارگاه آزاد در آموزش هنر پراوج و فرود بوده است.
این هنرمند برجسته بیان کرد پس از انقلاب مهم‌ترین وظیفه‌ی خود را این دانسته که به هنرجویان نشان بدهد هنر مقوله جدی و شریفی است؛ اعلام کرد او در دیگر حوزه ها، اعم از برنامه‌ریزی در حوزه آموزش رسمی مشارکتی نداشته است.

1
آغداشلو همچنین نسبت به مخاطره سلیقه‌سازی و تبدیل هنرجویان به هنرمندانی مقلد از استاد خود در جریان آموزش هنر هشدار داد و گفت: در کلاس‌های آموزشی چه در دانشگاه و چه در موسسات خصوصی گاهی مدرس، هنرمندانی تولید می‌کند که مانند خودش هستند.
وی ادامه پیشنهاد داد: به جای خرده نگری و جست وجو عیوب این سیستم نگاه گسترده‌تری به این مقوله داشته باشیم و به این مساله زیربنایی‌تر بپردازیم.
مهدی حسینی، مدرس دانشگاه نیز ابتدا نکاتی درباره تاریخچه آموزش هنر اظهار داشت: گرچه هم در گفته‌ها و هم در نوشته‌ها بر نقش دارالفنون تاکید می‌شود ولی پیش از کمال‌الملک این صنیع‌الملک بود که مدرسه و آموزش هنر به شیوه نو را در ایران پایه گذارد. حتی در روزنامه دولت علیه ایران،  آگهی تبلیغاتی این مدرسه ثبت شده است؛ و مدرسه صنایع المستظرفه بعد از دار الفنون سومین مدرسه هنر در ایران است که موسس آن کمال الملک است. با کناره گیری کمال الملک در اواخر قاجار و دوره رضا شاه، مدرسه جدیدی توسط تاجرزاده بهزاد به نام مدرسه "صنایع القدیمه" تاسیس می شود. این‌جا پرسشی تاریخی مطرح می‌شود که چطور طی دورانی‌که نوگرایی در همه زمینه ها باب شد، نظام آموزش هنر در حالت سنتی باقی ماند و در این مدرسه تنها هنرهای سنتی و تنها به شیوه سنتی تدریس شد و حتی آن را هم مدرسه صنایع القدیمه نام گذارند؟!
وی تصریح کرد:  1339 سال تاسیس مدرسه ی هنرهای تزئینی بود. این‌بار برنامه آموزشی این مدرسه هم رویکرد سنتی و هم رویکردهای جدید را باهم در نظر گرفت. صادق کیا، اکبر تجویدی بیژن صفاری، عیسی بهنام، احمد مقدم و کریم امامی برنامه نوینی را تنظیم کردند. از دستاوردهای این مدرسه شاید بتوان به ظهور جنبش سقاخانه اشاره کرد که از جمع 7 نفره پایه‌گزاران این جنبش، 5 نفر از این مدرسه فارغ‌التحصیل شدند.

2
این هنرمند و مدرس دانشگاه ادامه داد:  امروز جریان آموزش هنر متاسفانه جنبه پوپولیستی پیدا کرده است. نهادهای نظارتی از جمله وزارت ارشاد  تنها برای افزایش آمار به کسانی که لیسانس نقاشی می‌گیرند مجوز تاسیس آموزشگاه می‌دهد؛ در میان 346 مجوز گالری، شاید تنها به تعداد انگشتان دو دست در پایتخت گالری فعال با مدیریت هنری درست داریم .دانشجویانی که امروز فارغ‌التحصیل می‌شوند، فردا آموزش را آغاز می‌کنند. و یا از سال دوم تحصیل به دنبال شیوه‌های تماس با مجموعه داران و صاحبان حراجی‌ها هستند.
ایشان تصریح کرد: اما به نظر من آموزش، چیزی بسیار فراتر از صرف انتقال سطحی اطلاعات است. در دوره هنرجویی ما، جدا از آموزش هنر، ما بیشتر از شخصیت اساتیدی از جمله خانم ریاضی استاد نقاشی، یحیی ذکام استاد تاریخ هنر، محمود اولیا و آقایان مقیمی و گریگوریان می‌آموختیم . کسانی که امروز هم نامشان را به احترام یاد می کنیم. امروز صرف این که به برنامه آموزشی در دانشکده های هنر و چگونگی تدوین آن بپردازیم کافی نخواهد بود، بلکه جا دارد روی شخصیت استاد، شرایط آن و شیوه های ارتقا در درجات نیز تعامل نماییم. استادی که نه دانش علمی و عملی حوزه تصویری را دارد، نه علاقه یا توان انتقال مطالب را دارد تنها به صرف داشتن مدرک دکتری و مقالات متعدد در بالاترین سمت هیات علمی دانشگاه هنر قرار می گیرد. درمقابل، افرادی که هنرمندند، مرتب در کلاسها شرکت کرده‌اند، آموزش داده اند در پایین ترین رتبه ها قرار دارند.

11
سعید روانبخش، سومین سخنران این نشست صحبت خود را با ذکر تاریخچه آموزش هنر به کودکان آغاز کرد و گفت: در دوره‌ای برای گروه‌های سنی مختلف از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان طراحی موفقی شکل گرفت. اما پس از پیروزی انقلاب، در این روند فاصله‌ای افتاد. در حالی که شاید اگر همان روند پیشین ادامه پیدا می‌کرد امروز نیازی به مراکز خصوصی نبود. بهرحال شرایط این گونه‌ پیش رفت. نظام آموزش رسمی امروز به قدری ناکارآمد شد که دانشجویان، آموزش را بیشتر از جانب استاد دریافت می‌کردند تا سیستم آموزشی دانشگاه. در واقع آموزش هنر در ایران امروز استاد محوراست تا مبتنی بر یک سیستم.

3


وی همچنین با اشاره به اینکه درکنار اساتید خوب به دانشجوی خوب هم نیاز است، اظهار داشت: شیوه گزینش دانشجو براساس رتبه ی کنکور غلط است. در این روش، تنها 20 نفر اول می توانند بنا به میل خود انتخاب رشته کنند. بسیاری از دانشجویان با اطلاعات پایین، رشته‌ای را انتخاب می‌کنند اما در بدو ورود به دانشگاه متوجه اشتباه‌شان می‌شوند و تلاش می‌کنند تا تغییر رشته دهند؛ که معمولاً اجازه تغییر رشته داده نمی شود. فعلاً هم در دانشگاه های ما ظرفیتی برای مشاوره دادن به دانشجویان پیش از انتخاب رشته و کنکور درنظر گرفته نشده است. بنابراین یکی از معضلات اساتید در دانشگاه ها علاقهمند کردن دانشجویان بی انگیزه به رشته تحصیلی شان است.
این استاد دانشگاه در ادامه به مقایسه فضای دانشگاه با آموزشگاه های آزاد پرداخت و گفت: دانشجویان در آموزشگاه‌ها راحت‌تر می توانند در فضای حرفه ای باقی بمانند. سرعت و تاثیرگذاری تصمیم‌گیری‌ها در آموزشگاه‌ها نسبت به سیستم دانشگاهی سریع تر است. همچنین فضای رقابت سالم تری میان  آموزشگاه های آزاد وجود دارد. بدین ترتیب با پیوستن گروهی از اساتیدی که در دانشگاه ها فشار متحمل می شدند به آموزشگاه ها، نهادهای آموزش خصوصی قدرت بیشتری یافت و ارتباط میان استاد و دانشجو دوباره برقرار شد.
او اذعان داشت: چالش پیشروی آموزشگاه های هنری ایران این است که برخلاف اغلب آموزشگاه های آزاد در جهان که مخاطبانشان میانسالان و کودکان هستند، در ایران آموزشگاه ها مملو از دانشجویان است؛ پس آنها باید پاسخ گو دانشجویان و جوانانی باشند که مطالبات جدی تری از بقیه گروه های سنی دارند.
روان بخش در انتها برای حل معضل ارزش گزاری اثر هنری بر اساس قیمت فروش اثر هنری، پیشنهاد داد تا بدنه ی آموزش هنر چه در شکل رسمی و دانشگاهی، چه آموزش های آزاد روی معیارها و ارزش گزاری آثار هنری از زوایای مختلف توجه بیشتر به خرج بدهند.
بهرنگ صمدزادگان هم با اشاره به اینکه او محصول آموزش هنر در دوران پس از انقلاب است، ادامه داد: کسانی که دوران هنرستان را پرشور پشت سر گذاشته‌اند، با ورود به دانشگاه دچار نوعی توقف می‌شوند. در واقع شوکه می‌شوند چرا که سرعت و میزان اطلاعاتی که در دانشگاه دریافت می‌کنند نسبت به توقعات آنها پایین است.
صمدزادگان گفت: هنر ایران مساله را گم کرده است. ما در ساختار آموزشی نمی‌دانیم که قرار است هنردوست را جذب کنیم و به هنرمند تبدیل کنیم یا هنر دوست ایجاد کنیم و آن را به هنر شناس و یا شاید در مقیاس کوچک‌تر به هنرمند تبدیل کنیم. سیستم آموزشی آکادمیک ما دچار نوعی گمگشتگی است. به عبارت دیگر، در سیستم آموزشی ما، روش‌شناسی وجود ندارد. استاد در بسیاری از مقاطع آموزشی و حتی در سیستم آموزشی آزاد نمی‌داند برای چه سر کلاس می‌رود. این اولین و زیربنایی‌ترین آسیب برای هنر کشورمان است.
وی افزود: دانشجو در دانشگاه یک سری مهارت‌ها را آموزش می‌بیند و یک سری اطلاعات نظری می‌گیرد بدون اینکه بداند این اطلاعات برایش چه سودی دارد! برای من دغدغه ی اصلی پیش از افزایش اطلاعات و معلومات دانشجویانم این است که چطور سطح سوالات آنها را بالا ببرم. هنوز زمینه های زیادی وجود دارند که کسی مطالعه نکرده است.

9
این هنرمند با اشاره به اینکه باید میان معلم خوب و شاگرد خوب توازن وجود داشته باشد، گفت: معلم توقع ایجاد می‌کند، دانشجو هم همینطور، در حالی که در فضاهای آموزشی بیشتر به مسائل سطحی بسنده می‌شود. معلم و دانشجو باید به تالیف زبان فکر کنند. در این حالت استاد محوری منتفی می‌شود. دانشجو باید فرهنگ را بشکند اما در دانشگاه‌ها می‌بینیم که دانشجویان معمولاً اساتیدی را بیشتر قبول دارند که از جانب‌شان بیشتر تایید می‌شوند. اگر در دانشگاه‌ها به اهمیت زبان تاکید شود، اگر ایده پردازی در روند امتزاج دایمی سبک ها و داد و ستد محتواهای مختلف هنرها را پی بگیریم آن وقت است که جریان آموزش هنر، خروجی مناسبی خواهد داشت.
این نشست با گفت وگو درباره مسائل مطرح شده میان حاضران و مهمانان به پایان رسید.

7


6900376.jpg 5663814.jpg 6492118.jpg